تبليغاتX
BlogUrl->, Blog, Weblog, Persian,Iran, Iranian, Farsi, Weblogs, Blogs"> شهرآیینه
فرماندار جدید شهریار تودیع و معارفه می شود/معارفه اولین فرماندار ملارد
استان تهران - خبرگزاری مهر: چند هفته ای است که تغییر فرمانداران و استاندار تهران در سطح شهرستانهای این استان بحث روز هر محفلی است.

به گزارش خبرنگار مهر در شهریار، در حالیکه که هنوز چند ماهی از آغاز به کار دولت دهم نگذشته است، آهنگ تغییرات مدیران به خصوص فرمانداران در سطح شهرستانهای استان تهران داغ و بحث اصلی و داغ اکثر افراد شده است.

طی چند هفته اخیر خبرهایی از گوشه و کنار شهر در مورد تغییر "مرتضی تمدن" استاندار تهران، "محمدجواد کولیوند" فرماندار کرج و چند فرماندار دیگر شهرستانهای استان تهران شنیده شد.

هم اکنون نیز این روند همچنان ادامه دارد به نحوی که روز گذشته مراسم تودیع "بنی عامریان" فرماندار شهرستان اسلامشهر برگزار و "غلامحسین آرام" به سمت نماینده دولت در این شهرستان منصوب شد.

از چند ماه گذشته، خبر جابجایی "محمدعلی عرفان منش" فرماندار شهرستان شهریار نیز به صورت غیر رسمی مطرح شد اما وقتی از فرماندار سئوال شد، این مسئول هرگونه جابه جایی را تکذیب کرد.

این جابجاییها در حالیست که روز گذشته خبرنگار مهر برای مصاحبه با عرفان منش فرماندار شهریار تماس گرفت و وی هم به عنوان فرماندار به سئوالات پاسخ داد.

صبح امروز یکی از مسئولان روابط عمومی فرمانداری شهریار در تماس خبرنگار مهر با وی از برگزاری مراسم تودیع و معارفه فرماندار شهریار خبر داد.

وی در پاسخ به سئوال خبرنگار مهر در مورد فرماندار جدید این شهرستان اعلام کرد: به احتمال قوی قرار است "احمد ربیع زاده" معاون سیاسی و انتظامی فعلی فرمانداری شهریار، سرپرست شود و سکان اداره شهرستان را به دست بگیرد.

مراسم تودیع و معارفه فرماندار شهرستان شهریار فردا ساعت 10 صبح در محل سالن اجتماعات هلال احمر این شهرستان برگزار می شود.

همچنین مراسم معارفه فرماندار ملارد نیز فردا ساعت 14 در این شهرستان برگزار می شود.

شهرستان یک میلیون و 200 هزار نفری شهریار در 45 کیلومتری غرب استان تهران قرار دارد که طی چند ماه گذشته طبق مصوبه هئیت دولت، دو شهر ملارد و قدس این شهرستان که هرکدام جمعیتی بیش از 300 هزار نفر دارند، به شهرستان تبدیل شدند.

+ نوشته شده توسط فخرالدین آئینه وند در سه شنبه نوزدهم آبان 1388 و ساعت 21:59 |
مصاحبه با دکتر آئینه وند چاپ
Imageس: استاد عزيز ضمن تشكر از اين كه‌ لطف كرديد و ما را به حضور پذيرفتيد، ابتدا خواهش مي كنم شرح حال مختصري از زندگي خودتان؛ از تولد، محل تولد، شهرستان و پدر و مادر خود بفرماييد.
*من هم خدمت شما برادران عزيز سلام عرض‌ مي كنم‌ و براي‌ انجمن‌ علمي‌ شما آرزوي‌ توفيق‌ دارم‌ و خوشحالم‌ كه‌ امروز در خدمتتان‌ هستم‌. من‌ متولد خرم رود شهرستان‌ تويسركان‌ از استان‌ همدان‌ هستم‌. تحصيلات‌ ابتدايي‌ را در شهرستان‌ تويسركان‌ و اسدآباد همدان‌ انجام‌ دادم‌. دورة‌ ابتدايي‌، شش‌ كلاس‌ بود و سيكل‌، اول‌ تحصيلات‌ دبيرستان محسوب‌ مي شد. سيكل‌ اول‌ را تا نه‌ كلاس‌ در اسدآباد همدان‌ در دبيرستان‌ سيد جمال الدين‌ اسدآبادي‌ گذراندم‌ و بعد سال‌ 1349 همدان‌ آمدم‌ و سيكل‌ دوم‌ را تا سال‌ 1351 در همدان‌ بودم‌ و ديپلم‌ را در همدان‌ گرفتم‌. حضور در همدان ‌بركات‌ بسياري‌ داشت‌، از جمله‌ با فعالان‌ انجمن‌ اسلامي‌ و نهضت‌ اسلامي‌ آشنا شدم؛ با شخصيت هايي‌ مثل‌ مقام‌ معظم‌ رهبري، جناب‌ آقاي‌ رفسنجاني، شهيد دكتر مفتح، فخرالدين‌ حجازي، مرحوم‌ استاد اميني، ابراهيم اميني‌ و... كه‌ در كانون‌ فرهنگي‌ جوانان‌ وليعصر(عج‌) در مسجد آقاجاني بيك سخنراني مي كردند. اين‌ حركت‌ در حقيقت ‌موجب‌ شد كه‌ با عنايت‌ الهي‌ و با دست‌ پرتر و آشناتر به‌ مسائل، وارد تهران‌ شوم‌. سال‌ 1351 در رشتة‌ ادبيات‌ وعلوم‌انساني‌ قبول‌ شدم‌ و پس‌ از اخذ ليسانس، فوق‌ ليسانس‌ را نيز آن جا گرفتم‌ و از اين‌ زمان‌ به‌ بعد ارتباطم‌ با انجمن هاي‌ اسلامي‌ بيشتر شد. البته‌ سال‌ 1342 كه‌ دوازده‌ سال‌ داشتم‌ با نام‌ مبارك‌ امام‌ و نهضت‌ و حركت‌ ايشان‌ آشنا شده‌ بودم‌ و يادم‌ هست‌ كه‌ رساله هاي‌ مختصر امام‌ را در دِه‌ داشتم‌ كه‌ روي‌ اين‌ رسالة‌ مختصر نوشته‌ بود: مرجع‌ عالي‌قدر شيعيان‌ جهان‌ حضرت‌ آيت الله العظمي‌ حاج‌ آقا روح الله الخميني‌.
به‌ هر تقدير، وارد محيط‌ دانشگاه‌ شدم.‌ دو جريان‌ قوي‌ در دانشگاه‌ فعاليت‌ داشتند، يكي‌ ماركسيست ها (چپ هاي‌غير متدين‌) و ديگري‌ نهضت‌ اسلامي‌ بود. نهضت‌ اسلامي‌ از چهره هاي برجسته‌ جهان‌ اسلام‌ و چهره هاي برجسته‌ايران‌، مثل حضرت امام خميني(ره‌) و ديگر شخصيت‌هاي‌ مطرح‌، متأثر بود. و چهره‌هاي‌ ماركسيست‌ هم‌ تحت‌ تأثير جرياني‌ مثل‌ چگوآرا و فيدل‌ كاسترو و لنين‌ و ماركس‌ و امثال‌ اين ها بودند و در دانشگاه ها قدرتي‌ محسوب مي‌شدند. البته‌ اين ها پايگاه‌ مردمي‌ نداشتند، اما نهضت‌ اسلامي‌ در مردم‌ ريشه‌ و پايگاه‌ داشت‌. به‌ هر حال، فعاليت هاي‌ خود را در انجمن هاي‌ اسلامي‌ دانشگاه‌ در قالب‌ كوهنوردي‌ و كتابخانه شروع كردم. پس از گذراندن مقطع ليسانس و فوق ليسانس، براي ادامه تحصيل به لبنان رفتم و در دانشگاه القديس يوسف كه مربوط به فرانسوي ها بود موفق به اخذ دكترا در رشته‌ ادبيات‌ عرب‌ با گرايش‌ تاريخ‌ شدم‌. البته‌ هم زمان، دروس‌ حوزة‌ اسلامي‌ را نيز مطالعه‌ و از محضر علما استفاده مي‌كردم‌.

س‌: در چه‌ سالي‌ براي‌ ادامه‌ تحصيل‌ به‌ لبنان‌ رفتيد؟
* سال‌ 1363 و پس‌ از چهار سال‌ برگشتم‌.

س‌: چه‌ زماني‌ تدريس‌ در دانشگاه‌ها را شروع‌ كرديد؟
* سال‌ 1361، يعني‌ وقتي‌ فوق‌ ليسانس‌ گرفتم‌ شوراي‌ عالي‌ انقلاب‌ فرهنگي‌ آن‌ موقع‌ استادان‌ را استخدام‌ مي كرد، من‌هم‌ استخدام‌ شدم‌ و بعد از بازگشايي‌ دانشگاه ها مخير بودم‌ يكي‌ از سه‌ دانشگاه تهران، الزهراء(س‌) يا تربيت معلم را انتخاب كنم كه‌ دانشگاه‌ الزهرا را انتخاب‌ كردم‌ و در زمينة‌ تاريخ‌ اسلام‌، معارف‌ اسلامي‌ و دروس‌ ديگري‌ كه‌ آن‌ موقع‌مطرح‌ بود مشغول‌ به‌ تدريس‌ شدم‌ تا اين‌كه‌ به‌ خارج‌ از كشور رفتم‌ و پس‌ از بازگشت‌، از دانشگاه‌ الزهراء(س) به‌ دانشگاه‌تربيت‌ مدرس‌ منتقل‌ شدم‌ كه‌ آن‌ زمان‌ دورة‌ دكتراي‌ تاريخ‌ اسلام‌ و تاريخ‌ ايران‌ راه‌ افتاده‌ بود و عملاً مدير گروه‌ تربيت مدرس شدم‌ و به‌ تدريس‌ اشتغال‌ داشتم‌.

س: چه مسئوليت هايي قبل و بعد از انقلاب، به‌ويژه مسئوليت علمي داشته‌ايد؟
* قبل‌ از انقلاب‌ فقط‌ دانشجو بودم‌، اما بعد از انقلاب‌، مسئوليت‌هاي‌ فرهنگي‌ ـ فكري‌ داشته‌ام،‌ از جمله‌ رايزن‌ فرهنگي‌جمهوري‌ اسلامي‌ در سوريه‌ و لبنان‌ كه‌ شايد در آن‌ سال‌ها اولين رايزن بودم كه تحصيل هم مي كردم، رياست دانشكده علوم اسلامي، مديريت‌ گروه‌ تاريخ‌ در دانشگاه‌ تربيت‌ مدرس‌ به‌ مدت‌ هشت‌ سال‌ و رياست‌ مركز سياست‌ علمي وزارت‌ علوم، الآن‌ هم‌ مدير مسئول‌ و سردبير مجلة‌ آفاق‌ الحضاره‌ كه‌ به‌ زبان‌ عربي‌ و انگليسي‌ منتشر مي‌شود، هستم‌.

س‌: اين‌ها وابسته‌ به‌ كدام‌ مؤسسه‌ هستند؟
* يكي از اين ها وابسته‌ به‌ وزارت‌ علوم‌ بود كه‌ الآن‌ به‌ دانشگاه‌ تربيت مدرس واگذار شده و ديگري هم به پژوهشگاه علوم‌ انساني‌ مربوط‌ مي‌شود. البته‌ در حال‌ حاضر بيشتر به‌ تدريس‌ اشتغال‌ دارم‌ و با دانشگاه‌ها و مراكزي‌ كه‌ دوره دكتري‌ و فوق‌ليسانس‌ دارند دانشگاه‌ الزهراء(س)، دانشگاه‌ تربيت‌ مدرس‌، دانشگاه‌ تهران‌ و مؤسسه آموزشي‌ پژوهشي‌ امام‌خميني‌(ره) در قم‌ همكاري‌ دارم‌.

س‌: اولين‌ اثر شما چه‌ زماني‌ منتشر شد؟
* قبل‌ از انقلاب‌، سال‌ 1356 كه‌ مشغول‌ ليسانس‌ بودم‌ دو كتاب‌ را ترجمه‌ كردم‌ يكي‌ با نام‌ حجربن‌عدي‌ انقلابي‌ شهيد بود و ديگري‌ نقش‌ و رسالت‌ مسلمانان‌ در ثلث‌ آخر قرن‌ بيستم‌ كه‌ ترجمه‌اي‌ بود از كتاب‌ متفكرالجزايري‌. اين‌ دو كتاب‌ را با اسم‌ مستعار چاپ كردم و بعد از انقلاب آن ها را با نام خودمتجديد چاپ نمودم. البته اولين ترجمه من در سال هاي آخر ليسانس، كتاب «المنقذ من‌ الضلال‌» غزالي بود كه با عنوان «شك و شناخت» ترجمه‌ كردم‌ و توسط‌ انتشارات‌ اميركبير چاپ‌ شد.

س‌: تاكنون‌ چند كتاب‌ و مقاله‌ تأليف‌ يا ترجمه‌ كرده‌ايد؟
* 27 كتاب‌ به‌ زبان‌ عربي‌ و فارسي‌ دارم‌ و حدود شصت‌ مقاله‌ و مصاحبه‌هاي‌ فراوان‌.

س‌: بهترين‌ و موفق‌ترين‌ تأليف‌ شما كدام‌ يك‌ است‌؟
* بهترين‌ اثر من‌، كتاب‌ تاريخ‌ در گسترة‌ تمدن‌ اسلامي‌ است‌ كه‌ در دست‌ تجديد نظر و بازنگري‌ است‌.

س‌: كدام‌ اثر شما رتبه‌ علمي‌ داشته‌ يا كتاب‌ سال‌ شده‌ است‌؟
* هيچ‌كدام‌ از كتاب‌هايم‌ كتاب‌ سال‌ نشد، ولي‌ يكي‌ از كتاب‌هايم‌ به‌ نام‌ «اطلس‌ تاريخ‌ اسلام»‌ كه‌ در يكي‌ از مؤسسه‌هاي‌وزارت‌ آموزش‌ و پرورش‌ چاپ‌ مي‌شود در آن‌جا از آن‌ تقدير شده‌ است‌.

س‌: به‌ چه‌ كشورهايي‌ سفرهاي‌ علمي‌ داشته‌ايد؟
* در سمينارها و محافل‌ علمي‌ بيشتر كشورها شركت داشته ام‌ و شايد به‌ بيش‌ از چهل‌ كشور مسافرت‌ كرده ام و با دانشمندان‌ بيشتر جهان‌ اسلام‌، مخصوصاً كشورهاي‌ عربي‌ آشنا هستم‌ و با آن‌ها ارتباط دارم‌.

س‌: فعال ترين‌ حوزه‌ يا نهادي‌ كه‌ در كشورهاي‌ اسلامي‌ حتي الامكان‌ در حوزه‌ تاريخ‌ اسلام‌ فعاليت‌ دارند كدام‌ كشور يا كدام‌ نهاد است‌؟
* از نظر من‌ بهترين‌ مراكز تحقيقاتي‌ كه‌ در حوزة‌ تاريخ‌ فعاليت‌ دارند، به‌ ترتيب‌ در لبنان، مغرب‌ و اُردن‌ وجود دارد. همين طور بهترين‌ مورخان‌ و متفكران‌ نيز در لبنان، اُردن‌ و بعد مغرب‌ عربي‌ حضور دارند.

س‌: فكر مي كنيد ايران‌ در مقايسه‌ با اين‌ كشورها در چه‌ جايگاهي‌ قرار دارد؟
* من‌ فكر مي كنم‌ بين‌ ايران‌ و كشورهايي‌ كه‌ نام‌ بردم‌ پانزده‌ سال‌ فاصله‌ است‌؛ يعني‌ چيزهايي‌ كه‌ آن‌جا مطرح‌ مي‌شود بعد از گذشت‌ ده‌ يا پانزده‌ سال‌ بعد ما متوجه‌ مي شويم‌. در واقع‌ اين‌ حاكي‌ از به‌ روز نبودن‌ محققان‌ ما در مسائل‌ تاريخ‌اسلام‌ و تاريخ‌ جهان‌ است‌.

س‌: فكر مي‌كنيد مشكل‌ كجاست‌؟
* يك‌ مشكل‌ اين‌ است‌ كه‌ ما در حقيقت‌ بيشتر به‌ سبك‌ قديم، متوقف‌ بر درس‌ و بحث هاي‌ خاص‌ هستيم، لذا نمي توانيم‌ ببينيم‌ در اطرافمان‌ چه‌ مي گذرد. مشكل‌ ديگر، عدم‌ ارتباط‌ محققان‌ و مورخان‌ ما با جهان‌ است‌ كه‌ اين‌ هم‌ تا حدودي‌ باعث‌ شده‌ كه‌ ما از آينده‌ و آن‌چه‌ در جهان‌ اطراف‌ ما مي‌گذرد اطلاع‌ نداشته‌ باشيم‌ و در نتيجه‌ از مسائلي‌ كه‌ درحوزه‌ تاريخ‌ مطرح‌ مي‌شود و پژوهش‌هايي‌ كه‌ در اين‌ حوزه‌ صورت‌ مي‌گيرد آگاهي‌ نداشته‌ باشيم‌.

س‌: يك‌ سؤال‌ شخصي‌ بپرسم‌ بعد سؤال‌هاي‌ ديگر را پي مي‌گيرم و آن‌ اين‌كه‌ فرزندان‌تان‌ تحصيلات‌ عاليه، به‌ويژه‌ در رشتة‌ تاريخ‌ دارند يا نه‌؟
* من‌ سه‌ دختر دارم‌ كه‌ دو تا از آن‌ها شوهر كرده‌اند و در رشته‌هاي‌ فني‌ و مهندسي‌ تحصيلات‌ عاليه‌ دارند، و دختركوچكم‌ كه‌ مجرد است‌ در رشتة‌ علوم‌ انساني‌ مشغول‌ تحصيل‌ است‌ كه‌ شايد او را براي‌ گرايش‌ به‌ تاريخ‌ تشويق‌ كنم‌.

س‌: فكر مي كنيد كه‌ تاريخ‌ از نظر فراگيري‌ چقدر اهميت‌ و ضرورت‌ دارد و در ايران‌ چقدر به‌ آن‌ توجه‌ مي‌شود و چقدر بايد به‌ آن‌ پرداخته‌ شود؟
* در ايران‌ به‌ تاريخ‌ توجه‌ جدي‌ نمي شود، اما الآن‌ دوباره‌ در علوم انساني دارد مطرح مي‌شود؛ يعني غير از آن نگاهي كه‌ ماركسيست‌ها نسبت‌ به‌ تاريخ‌ داشتند و تاريخ‌ را تحت‌ تأثير ابعاد سياسي‌ مطرح‌ مي كردند الآن‌ نگاه واقع‌بينانه اي به‌ تاريخ‌ مي شود و تاريخ‌ در علوم‌ انساني‌ و حتي‌ در علوم‌ غير انساني‌ محوريتي‌ پيدا كرده‌ و به‌ اين‌ نتيجه رسيده اند كه‌ در واقع، بدون‌ حضور تاريخ، بسياري‌ از مفادشان‌ را نمي توانند حل‌ كنند و مسائلشان‌ كاملاً جواب نمي دهد. تاريخ‌ در حال‌ حاضر به‌ عنوان‌ علمي‌ پيشرو و علمي‌ كه‌ نقش‌ مادري‌ دارد، در علوم‌ اسلامي‌ مطرح‌ مي شود و به‌ اعتقاد من‌ به‌ اين‌ نگاه‌ جديد نسبت‌ به‌ تاريخ‌ نيز الآن‌ در كشور ما توجه‌ مي شود و حتي‌ بعضي‌ دوستان‌ تلاش‌ مي كنند كه‌ دانشكدة‌ علوم‌ تاريخي‌ تأسيس‌ كنند. هم‌چنين‌ بازنگري‌اي‌ كه‌ در رشته‌هاي‌ تاريخ‌ داريم‌ انجام‌ مي‌دهيم‌ نشان‌مي‌دهد كه‌ در نگاه‌ به‌ تاريخ‌، تحولي‌ دارد پديد مي‌آيد. همين‌طور توجهي‌ كه‌ بين‌ علماي‌ حوزه‌ و دانشمندان‌ و طلاب‌حوزه‌ به‌ تاريخ‌ مي‌شود، خودش‌ جاي‌ اميد هست، در حالي كه‌ سابق‌ توجه‌ نمي كردند. اين‌ها نشان‌ مي‌دهد كه‌ هم‌ تاريخ در جهان‌ مطرح‌ شده‌ و هم‌ ضرورت‌ اين‌ تاريخ‌ براي‌ حوزه‌ها و دانشگاه‌ها بسيار بديهي‌ شده‌ و هم‌ تاريخ‌ مي‌تواند در ديگر علوم، نقش‌ محوري‌ داشته‌ باشد و به‌ آن‌ها كمك‌ كند.

س‌: فكر مي‌كنيد كه‌ متوليان‌ امر تاريخ‌، مثل‌ حضرتعالي‌ و ديگر پيش كسوتان‌ تاريخ‌ و اساتيد و كساني‌ كه‌ در اين‌ حوزه پژوهشي‌ فعاليت‌ علمي‌ مي‌كنند به‌ چه‌ موضوعات تاريخي‌ بايد بپردازند؛ يعني‌ چه‌ موضوعاتي‌ در اولويت‌ است‌؟
* در تاريخ‌ كار نشده، زياد داريم‌ با توجه‌ به‌ اين‌كه‌ تاريخ،‌ رسالت‌ عظيمي‌ روي‌ دوشش‌ است‌ در فرايند جهاني‌ شدن‌ وحركت‌ جديدي‌ كه‌ در جهان‌ در حال‌ انجام‌ است، به‌ ويژه‌ در اين‌ تحولات‌ جديدي‌ كه‌ بعد از شكست‌ ماركسيست‌ و فروپاشي‌ شوروي‌ پديد آمده‌ و طرح‌ مباحث‌ جديدي‌ مانند زنان، جوانان، اقتصاد جهاني، جهاني‌نگري‌ و تحولاتي‌ كه در علومي‌ مانند بيوتكنولوژي، ژنتيك، شيمي‌ و فيزيك‌ دارد مطرح‌ مي‌شود، اين‌ها رسالت‌ تاريخ‌ را جدي‌ مي‌كند و تاريخ‌ در اين‌جا بايد نقش‌ اساسي‌ داشته‌ باشد. بايد تاريخ‌ را به‌ عنوان‌ يك‌ علم‌ مطرح، در علوم‌ انساني‌ به‌ كمك‌ بگيريم، نه‌ اين كه‌ به‌ عنوان‌ علوم‌ كمكي‌ از تاريخ‌ استفاده‌ كنيم‌ و تاريخ‌ را خادم‌ علوم‌ محسوب‌ كنيم؛ چنين‌ نقشي‌ ديگر براي‌تاريخ‌ در نظر نمي‌گيرند، بلكه‌ تاريخ‌ به‌ عنوان‌ يك‌ محور، مطرح‌ است‌. بنابراين، اگر با تاريخ‌ ارتباط‌ نداشته‌ باشيد غايب‌از تاريخ‌ مي شويد و وقتي‌ غايب‌ از تاريخ‌ شديد برايتان‌ تصميم‌ مي گيرند؛ تا زماني‌كه‌ حضور تاريخي‌ و غياب‌ تاريخي‌داريد مي‌توانيد نقش‌ داشته‌ باشيد. حضور تاريخي، يعني‌ اين‌كه‌ شما با استفاده‌ از تجارب‌ و تكنيك‌هاي‌ مطرح‌ شده‌ درعلوم، نقش‌ محوري‌ تاريخ‌ را تعبيه‌ كنيد و بر اساس‌ آن‌ پيش‌ برويد و زاويه هاي‌ فضاي‌ ذهني‌ جامعه‌ را با توجه‌ به‌واقعيات‌ جامعه‌ به‌ هم‌ نزديك‌ كنيد و ببينيد در كجاي‌ اين‌ جهان‌ واقع‌ شده‌ايد. در نظر گرفتن‌ چنين‌ رسالتي‌ براي‌ تاريخ‌ به ما كمك‌ مي‌كند كه‌ يك‌ نقش‌ حاضر داشته‌ باشيم، به‌ تعبير عرب‌ها نقش‌ حاضر، يعني‌ ملت‌ بيدار، اگر اين‌ نقش‌ را نداشته‌ باشيم، ديگران‌ براي‌ ما تصميم‌ خواهند گرفت‌. الآن‌ طرحي‌ كه‌ براي‌ خاورميانه‌ بزرگ‌ دارند بحث تاريخي‌است؛ يعني‌ تحول‌ تاريخي‌ است، حال‌ اگر ما مورخان‌ مسلمان‌ در خاورميانه‌ و در آسيا آن‌ را جدي‌ نگيريم، ما را از صحنه، حذف‌ مي كنند. بنابراين‌ ما با عنايت‌ به‌ علم‌ تاريخ‌ و با توجه‌ به‌ تاريخ‌ بايد بتوانيم‌ سهم‌ جهان‌ اسلام‌ را محفوظ نگه‌ داريم‌ و از راه‌ علمي، يعني‌ با تكيه‌ بر تاريخ‌ اجازه‌ ندهيم‌ كه‌ به‌ حريم‌ ما تجاوز كنند. بنابراين،‌ تاريخ، وقت‌ و فرصت‌جدي‌ دارد كه‌ وارد كار شود.

س‌: با توجه‌ به‌ نكته‌هايي‌ كه‌ فرموديد، اگر بخواهيد مقداري‌ جزئي‌ بحث‌ كنيد چه‌ سرفصل هايي‌ را براي‌ پژوهشگران‌حوزه‌ تاريخ‌ در ايران‌ و در جهان‌ اسلام‌ پيشنهاد مي‌كنيد؟
* دو مطلب‌ است، يكي‌ نگاه‌ تئوريك‌ و نظريه‌پردازانه‌ به‌ تاريخ‌ است‌ و يكي‌ هم‌ اين‌كه‌ علم‌ تاريخ‌ را در ايران‌ و در جهان اسلام چه‌جوري‌ پيش ببريم‌. تأكيد من‌ بيشتر روي‌ نقش‌ محوري‌ و در نگاه‌ علمي‌ به‌ تاريخ‌ يا بهتر بگويم‌ نگاه‌ فلسفي‌ به‌تاريخ‌ است؛ نگاهي‌ كه‌ امروز مي‌تواند جايگزين‌ نگاه‌ ماركسيست‌ها به‌ عنوان‌ فلسفه‌ تاريخ‌ شود. به‌ عنوان‌ نمونه، الآن‌ حركت‌ جديدي‌ در تاريخ‌ به‌ وجود آمده‌ به‌ نام‌ «وزن‌سنجي‌ تاريخي‌» يا «وزن‌سنجي‌ تمدني‌». اين‌ پروژه‌ها را دانشمندان اسلام‌ و جهان‌ عرب‌ هم‌ اجرا كرده‌اند. شما مي‌آييد مي‌گوييد مثلاً هر نسلي‌ سي‌ سال‌ عمر دارد، حال‌ در جهان‌ اسلام‌ كه‌پانزده‌ قرن‌ از آن‌ گذشته‌ است‌ ما در حقيقت‌ با پنجاه‌ نسل‌ روبه‌رو هستيم‌. آن‌گاه‌ كارها، توليدات، خدمات، اقتضاءات اصل‌ و نسل‌ و توجهاتي‌ را كه‌ اين‌ نسل ها داشته اند وزن‌سنجي‌ مي‌كنيم‌ و كنار هم‌ مي‌گذاريم‌ يك‌ كارنامه‌اي‌ و مدلي از حركت‌ نسل‌ به‌ دست‌ مي‌آيد؛ يعني‌ در اين‌ وزن‌سنجي‌ تاريخي، شما جايگاه و پايگاه تمدني هر دين، هر مذهب، هر فكر و انديشه را نشان مي دهيد. اين‌ وزن‌سنجي‌ تاريخي‌ از خود تاريخ‌ مهم‌تر است، مثل‌ اقتصادسنجي‌ كه‌ از خود اقتصاد مهم تر است؛ يعني‌ حال‌ ملت ها، امت‌ها و فرهنگ‌ها را نشان‌ مي‌دهد. حالا با توجه‌ به‌ اين‌ وزن‌سنجي‌ الآن‌ اگر ما حضور نداشته‌ باشيم‌ كه‌ هم‌ موقعيت‌ خودمان‌ و هم‌ شرايط‌ خودمان‌ را بسنجيم‌ و فقط‌ كلي‌گويي‌ كنيم‌ و بگوييم‌ نسل‌ ما خوب‌ است‌ و فلان‌ نسل‌ ضعيف‌ است‌ يا مثلاً نسلي‌ را محكوم‌ مي‌كنيم‌ و نسلي‌ را تأييد، اين‌ها هيچ‌كدام‌ مبناي‌ علمي‌ندارد. ما بايد از طريق‌ يك‌ وزن‌سنجي‌ علمي‌ پيش‌ برويم؛‌ يعني‌ بياييم‌ ببينيم‌ كه‌ هر نسلي، داده‌اي‌ و فعاليتي‌داشته، و به‌ ميزان‌ مصرفي‌ كه‌ كرده‌ چه‌ تحويل‌ داده، اين ها را كنار هم بگذاريم‌ يك‌ امتداد تاريخي‌ به‌ صورت‌ طولي‌ به‌دست‌ مي‌آوريم‌ بعد مي‌گوييم‌ هر مقطع‌ را به‌ فرصت‌ها و زمان‌هاي‌ تاريخي‌ تقسيم‌ مي‌كنيم‌ آن‌گاه‌ بر اساس‌ آن، صورت‌ تعريف‌ شده اي‌ از توان‌ هر ملت‌ را به‌ دست‌ مي‌آوريم. اين وزن‌سنجي، هم براي آينده مي‌تواند به ما كمك بكند و هم‌ اين‌كه‌ بدون‌ اين‌ اصلاً نمي‌توانيم‌ بگوييم‌ كجا واقع‌ هستيم. اين‌ وزن سنجي‌ تاريخي‌ كه‌ بررسي‌ تمدني‌ است‌ در مقابل ادعاهايي‌ كه‌ ممكن‌ است‌ مبلغان، مروجان‌ و سياست مداران‌ مطرح‌ كنند مي‌ايستد.
مثلاً اين‌كه‌ گفته‌ مي‌شود ايراني‌ها خيلي‌ خوب‌اند، ايراني‌ها ضعيف‌اند، ايراني ها اين‌ جور فكر مي كنند، ايرانيان‌ كار جمعي‌ بلند نيستند و... اين ها همه‌ تبليغ‌ است؛ يعني‌ تا زماني‌ كه‌ در اين‌ وزن‌سنجي‌ تاريخي‌ اجرا نشود و پروژه‌ نشود، امكان‌ ندارد ما به‌ نتيجه علمي‌ برسيم. بنابراين، تاريخ‌ به‌ ما كمك‌ مي كند كه‌ يك‌ صورت‌ واقع‌ از الگوي‌ گذشته‌ و يك‌الگوي‌ ممتاز را به‌ دست‌ بياوريم كه مي تواند به ما كمك كند و بدانيم الآن‌ كجا واقع شده ايم. با اين‌ امكانات‌ و با اين‌سابقه‌ امروز حركت‌ ما به‌ ريشه‌ وصل‌ است، هم‌ ريشه مان‌ مشخص‌ مي شود، هم‌ توانمان‌ در مقياس‌ و معيار با ديگران سنجيده‌ مي شود و هم‌ براي‌ آينده‌ يك‌ توشه اي‌ به‌ دست‌ مي‌آوريم‌. اين‌ در حقيقت‌ بدون‌ توجه‌ به‌ تاريخ‌ و جدي‌ گرفتن تاريخ‌ عملي‌ نمي‌شود. در اين‌ جهاني‌ شدن، در اين‌ حركت‌هاي‌ جديد و در اين‌ طرح‌ خاورميانه‌ بزرگ، در همه‌ اين ها از وزن‌سنجي‌ تاريخي‌ استفاده‌ مي‌كنند، منتها مسلمان‌ها الآن‌ به‌ كنارند. به‌ همين‌ دليل من‌ معتقدم‌ كه‌ تاريخ‌ دارد به‌ روز مي شود و به‌ صورت‌ يك‌ علم‌ ملموس‌ و فني‌ و كمي‌ وارد كار مي‌شود.

س‌: براي‌ تحقق‌ اين ايدة‌ بزرگ‌ خود حضرتعالي‌ چه‌ كاري‌ كرده‌ايد؟
* يكي‌ اين‌كه‌ سعي‌ كرده‌ام‌ كه‌ با كمك‌ دوستان‌ اين‌ موارد را در برنامه‌هاي درسي بگنجانيم و اين رشته‌هاي جديد و اين گرايش هاي‌ جديد تاريخي‌ را وارد كنيم‌ و از آن‌ گذشته هاي‌ تاريخ‌ كنار بكشيم. ديگر اين‌كه در پايان‌نامه‌ها و موضوعات ‌پروژه‌اي ـ تحقيقاتي تا حدودي‌ سعي‌ كرده ايم‌ به‌ دانشجوهاي‌ دكتري‌ و حوزه، جهت‌ بدهيم. ولي‌ عمده‌ اين‌ است‌ كه ‌خود من‌ طرحي‌ دارم‌ كه‌ اگر خداوند كمك‌ كند مي‌خواهم‌ به گذشتة‌ خودمان‌ نگاه‌ وزن‌سنجي‌ تمدني‌ و تاريخي‌ داشته‌ باشم‌ كه‌ بر اساس‌ آن‌ بتوانيم‌ به‌ يك‌ داوري‌ علمي‌ِ واقع‌نگرانه‌ برسيم‌. اين‌ تحقيقي‌ پنج‌ شش‌ ساله‌ خواهد بود كه‌ همه‌ ابعادش‌ مستند خواهد شد، اين‌كه‌ ما چه‌ بوديم‌ و چه‌ هستيم‌ و كجا هستيم‌. يكي‌ مي‌آيد مي‌گويد كه‌ مسلمان‌ها در حقيقت‌ فقط‌ يك‌ تغيير لباس‌ دادند، مثلاً حروفشان‌ را كه‌ يوناني‌ بود به‌ عربي‌ تبديل‌ كردند و همين‌ شد فلسفه، اما خودشان‌ در فلسفه‌ چيزي‌ نداشتند. ديگري‌ مي گويد كه‌ ما مسلمان ها از سير تا پياز همه‌ چيز از خودمان‌ داريم‌. اين ها نگاه‌ ابتدايي‌ و غير علمي‌ است‌ و هيچ‌كدام‌ براي‌ ما ارزش‌ علمي‌ ندارد تا مادامي‌ كه‌ از طريق‌ آن‌ معيار علمي‌ وزن‌سنجي‌تمدني‌ وارد شويم‌. يا مثلاً الآن‌ علم‌سنجي‌ داريم‌ و هر كشوري‌ مي خواهد براي‌ خودش‌ادعا بكند و بگويد كه‌ ما در جهان‌ اول‌ هستيم‌ و مثل‌ ما پديد نمي آيد، اين ها ارزش‌ علمي‌ ندارد. به‌ هر حال، من‌ مي‌خواهم‌ كه‌ در تاريخ، گذشته ‌علمي‌ تمدني‌ و فكري‌ ـ عقيدتي‌ و انديشه‌اي‌ خودمان‌ را با اين‌ معيار كلي‌ به‌ دست‌ بياورم‌. البته‌ در كشورهاي‌ اسلامي اين‌ پروژه‌ها اجرا شده‌، اما در ايران‌ اجرا نشده‌ است‌ كه‌ من‌ در صددم‌ با عنايت‌ الهي‌ به‌ كمك‌ همين‌ مراكز تحقيقاتي‌مانند انجمن تاريخ‌پژوهان‌ شما و دوستان‌ در تهران‌ اين‌ حركت‌ شروع‌ شود.

س‌: جايي‌ هم‌ برايش‌ در نظر گرفته‌ايد؟
* ببينيد در ايران‌ نهادها و ادارات‌ ما همه‌ تبليغي‌ و مصاحبه اي‌ است، مثلاً مي‌گويند چه‌ سودي‌ عايد ما مي‌شود، لذا نمي‌شود با آن‌ها همكاري‌ كرد. بنابراين، انسان‌ بايد بر عنايات‌ الهي‌ و كمك‌ همين‌ دوستان‌ متفكر اتكا كند. من‌ با هيچ‌نهادي‌ و ارگان‌ دولتي‌ و غير دولتي‌ در ميان‌ نگذاشتم‌ و مي خواهم‌ اين‌ حركت‌ را خودمان‌ شروع‌ كنيم، گرچه‌ ديرتر نتيجه مي دهد، اما خيالمان‌ راحت تر است، چون‌ نمي‌خواهم‌ سمت‌ و سوي‌ غير علمي‌ و رنگ‌ و بوي‌ سياسي‌ به‌ آن‌ بدهيم‌، بلكه‌ ملاك‌هاي‌ علمي‌ را در نظر بگيريم‌ و واقعيت ها را بيان‌ كنيم. به‌ اعتقاد من‌ كار بايد پخته‌ شود بعد خود آن‌ صبغة‌ علمي‌ و فاكتور علمي‌اش‌ محفوظ‌ شود، آن‌ وقت‌ نتيجه‌اش‌ را ديگران‌ مي‌آيند مي‌برند. به‌ تعبير ديگر، ما دو وظيفه‌ داريم، يكي‌ اين‌كه‌ همه‌ مردم‌ را بايد دانا كنيم‌ و ما وظيفه مان‌ در اسلام‌ دانا كردن‌ است، قسمت‌ دوم‌ كه‌ آن‌ قسمت‌ كاربردي‌ نتيجه‌ علم‌ است، آن‌ را بايد بگذاريم‌ بي غل‌ و غش‌ و بي‌طرفانه‌ مطرح‌ بشود و هر كس‌ به‌ نسبت‌ سطح‌ استفادة‌ خودش‌ بيايد بهره‌ ببرد و استفاده‌ كند.

س‌: با توجه‌ به‌ سابـقه‌ علـمي‌ و فعالـيت هاي‌ علـمي‌ ـ پـژوهشي‌ كه‌ داريد مي خواهيم‌ ارزيابي‌ جنابعالي‌ را از مراكز علمي‌ ـ پژوهشي‌ تاريخي، حالا چه‌ در دانشگاه‌ و چه‌ در حوزه‌ داشته‌ باشيم‌ كه‌ نقاط‌ ضعف‌ و قوتشان‌ چيست‌ چه‌مباحثي‌ را خوب‌ است‌ مطرح‌ كنيم‌ و پيشنهاد شما براي‌ ادامة‌ اين‌ كارها چيست‌؟
* من‌ دنبال‌ اين‌ هستم‌ كه‌ انجمن هاي‌ علمي‌ تاريخ‌ تقويت‌ شود و خوشحالم‌ كه‌ مي‌بينم‌ امروز انجمن‌ علمي‌تاريخ‌پژوهان‌ مطرح‌ است‌. همين‌ نشست‌ها و بحث‌ها در دانشگاه‌ها مطرح‌ است‌ و گروه‌هاي‌ تاريخ‌ فعّال‌اند. فعاليت‌هاي‌ تاريخ‌ در قم‌ هم‌ نسبتاً خوب‌ است‌ و حركت‌هاي‌ خوبي‌ شروع‌ شده‌ و اميداوار كننده است‌ و در مجموع، آن‌نسل‌ سنتي‌ تاريخي‌ ديگر به‌ نظر من‌ زياد نقشي‌ ندارد و بايد به‌ اين‌ نسل‌ جديد و متبحر برگردد كه‌ تاريخ‌ را جدي‌ گرفته‌است، چه‌ حوزوي‌ و چه‌ دانشگاهي. بايد تشكر كنم‌ از اين‌ كتاب‌خانه‌ تخصصي‌ كه‌ جناب‌ آقاي‌ جعفريان‌ به‌ راه‌ انداخته، اين‌ها همه‌اش‌ توفيق‌آميز است‌. هم‌چنين‌ پژوهشكدة‌ حوزه‌ و دانشگاه‌ و مؤسسه‌ آموزشي‌ پژوهشي‌ امام‌ خميني(ره) ازمراكز علمي‌ بسيار موفق  اند. در دانشگاه‌ نيز نسبت‌ به‌ آينده‌، خيلي‌ خوش‌ بين‌ هستم‌، گرچه‌ مقداري دير شروع‌ شده است‌.

س‌: ضعف‌ها يا لغزش‌ها را در حوزة‌ فعاليت‌هاي‌ تاريخي‌ در چه‌ بخش‌هايي‌ مي‌دانيد؟
* تاريخ‌ هنوز پژوهش‌ محور نشده‌ و آموزشي‌ است‌ و همه‌ به‌ آموزش‌ اهميت‌ مي‌دهند، در حالي‌ كه‌ اگر تاريخ‌ پژوهش‌محور شود آن‌ وقت‌ است‌ كه‌ در عرصة‌ تاريخ، حضور جدي‌ خواهيم‌ داشت‌ و اميد است‌ كه‌ كاستي‌ها را به‌ سرعت‌ رفع كنيم‌.

س‌: از انجمن‌ هم‌ صحبت‌ كرديد مي خواهيم نظر شما را دربارة‌ انجمن، توسعه‌ فعاليت‌هايش‌ و نيز ارائة‌ راه‌كار براي‌ادامة‌ فعاليتش‌ بدانيم‌.
* من‌ خيلي‌ خوش‌بينم‌ به‌ انجمن، چون‌ دوستان، همكاران‌ و استاداني‌ با انجمن‌ همكاري‌ مي كنند كه‌ توانايي‌ توسعه‌فعاليت‌ انجمن‌ را دارند، به‌ ويژه‌ انتشار يك‌ مجله‌ علمي‌ ـ پژوهشي، ضروري‌ است‌. الآن‌ اگر انجمن هاي‌ علمي‌ حضور رسمي خودشان‌ را اعلام‌ كنند و در واقع، مجله اي‌ داشته‌ باشند، علمي‌ ـ پژوهشي‌ شناخته مي‌شوند بدون اين‌كه ارزيابي شوند؛ يعني اين نشان مي‌دهد كه‌ چقدر قوت‌ اين‌ انجمن‌ها بالاست‌ و بالاترين‌ مركزي‌ است‌ كه‌ در توسعه‌ و نتيجه‌ و پيشبردش‌ صلاحيت‌ تصميم‌گيري‌ دارد. در دنيا به‌ ويژه‌ ايران، آينده‌ براي‌ انجمن هاي‌ علمي‌ است‌. اين ها بايد خود را تقويت‌ كنند و در حقيقت، كارهاي‌ علمي و‌ پروژه هاي‌ خود را در تاريخ‌ بيشتر اجرا كنند و مقالات‌ علمي‌ منتشركنند، هم چنين‌ در بازنگري‌ رشتة‌ تاريخ‌ و مواد دروس‌ تاريخ‌ هم‌ كمك‌ كنند. اين‌ها خودش‌ كمك‌ مي‌كند تا ان‌شاءالله به‌سرعتي‌ كه‌ مطلوب‌ است، ايران‌ جايگاه‌ خود را پيدا كند، چون‌ جايگاه‌ ما در تاريخ‌ نسبت به كشورهاي‌ منطقه‌ بالاتر است، بنابراين، ما نبايد بعد از اُردن، مغرب‌ و لبنان‌ باشيم، بايد بالاتر از اين ها باشيم‌. اين‌ تلاش‌ هست‌ كه‌ ان شاءالله در دو سه‌ سال‌ آينده‌ جبران‌ شود و توانش‌ را هم‌ داريم‌. به‌ تعبير شاكر مصطفي‌ بخش‌ عظيمي‌ از پنج‌ هزار مورخ‌ و دوازده هزار عنوان‌ تاريخي‌ به‌ ايراني‌ها تعلق‌ دارد.

س‌: تأثيرگذارترين‌ شخصيت‌ را در حوزة‌ تاريخ‌ در ايران‌ و جهان‌ اسلام‌ چه‌ كسي‌ مي‌دانيد؟
* در جهان‌ اسلام‌ شخصيتي‌ كه‌ تاريخ‌ را جدي‌ مطرح‌ كرده‌ و در تفكر آورده، به‌ نظر من‌ محمدعابد جابري‌ است‌ كه‌معاصر ماست‌ و هم‌ فيلسوف‌ و هم‌ مورخ‌ است. و برجسته‌ترين‌ مورخ‌ در شيعه‌ هم‌ من‌ فكر مي‌كنم‌ پرفسور ابراهيم بيضون، مورخ‌ شيعه‌ لبناني‌ است‌. در ايران‌ هم‌ جناب‌ آقاي‌ دكتر شهيدي، مرحوم‌ دكتر زرين‌‌كوب، دوستان‌ معاصر هم‌جناب‌ آقاي‌ جعفريان، جناب‌ آقاي‌ زرگري‌نژاد و ديگراني‌ كه‌ الآن‌ من‌ در ذهنم‌ نيست‌ زحمت‌ مي كشند، واقعاً تلاش مي‌كنند، اين‌ها همه‌ آدم‌هاي‌ فاضلي‌ هستند الحمدلله‌ اميد بخش‌ است، مخصوصاً دوستان‌ جواني‌ كه‌ در حوزه‌ داريم‌ كه‌خيلي‌ وضعشان‌ اميداور كننده‌ است‌ و آينده‌ موفقي‌ خواهند شد.

س‌: آرزوي‌ علمي - پژوهشي تحقق‌ نيافته اي‌ در زمينة‌ تاريخ‌ داشته‌ايد كه‌ هنوز هم‌ آرزو داريد كه‌ محقق‌ شود؟
* همين‌ طرحي‌ كه‌ عرض‌ كردم‌ آرزوي‌ من‌ است‌ كه‌ به‌ سرانجام‌ برسد. هم‌ چنين‌ اميدمان‌ آن‌ است‌ كه‌ تاريخ‌ كرسي‌خودش‌ را به‌ دست‌ بياورد و مردم‌ به‌ تاريخ‌ مثل‌ علمي‌ كه‌ به‌ آن‌ها كمك‌ مي‌كند و بدون‌ آن‌ نمي شود حقيقت‌ را جدي‌ گرفت‌ نگاه‌ كنند. اميدمان‌ اين‌ است‌ و اميدواريم‌ كه‌ دوستان‌ تاريخ‌ و محققان‌ تاريخ‌ هم‌ كمك‌ كنند و مسئولان‌ كشور هم‌ كار را جدي‌ بگيرند. البته‌ اين ها تعريف‌ يا تبليغ‌ رشته‌اي‌ نيست، بلكه‌ واقعيتي است‌ و اين‌ را بايد جدي‌بگيرند و به‌ مورخان‌ امكاناتي‌ بدهند كه‌ وارد ميدان‌ شوند، زيرا هر چه‌ قوت‌ تاريخ مان‌ و تحقيق‌ تاريخي‌مان‌ بيشتر شود، ايمني‌ و آسيب‌پذيريمان‌ كمتر مي‌شود. اين‌ واقعيتي‌ است‌، چون‌ آسيب‌پذيري‌ ما در طول‌ تاريخ‌ كشور، چه‌ قبل‌ از اسلام‌ و چه‌ بعد ازاسلام، تاريخي‌ بوده‌ است‌ كه‌ اين‌ آسيب پذيري‌ تاريخي‌ را مي‌توانيم‌ با حضور تاريخي‌ و با ياري‌ خداوند حل كنيم‌.

س‌: كدام‌ كتاب‌ تاريخي‌ بيشتر مورد علاقه‌ جنابعالي‌ است‌ كه‌ در اطلاعات‌ و مطالعات‌ شما تأثير گذاشته‌ و به‌ آن‌ علاقه داشته‌ايد؟
* همة‌ متون‌ دست‌ اول‌ معتبر را مي‌خواندم‌ و به‌ آن‌ها علاقه‌مند بودم‌ و از ميان‌ آن‌ها آثار مسعودي‌ را بيشتر دوست ‌داشتم، مثل‌ مروج‌ الذهب‌ كه‌ الآن‌ هم‌ مي‌خوانم و بر آن‌ تكيه‌ مي‌كنم‌. از آثار جديد هم‌ نوشته‌هاي‌ مورخان‌ عرب‌ را مطالعه‌ مي‌كنم، مثل‌ آثار جابري، حسن‌ حنفي، رضوان‌ سيد و يوسف العش. يوسف‌ العش مورخ‌ شامي‌ است‌ كه‌ خيلي‌تحليلش‌ منطقي، منصفانه و واقع‌نگرانه‌ است‌ و در تحليل‌ تاريخي‌ من خيلي‌ نقش‌ داشت‌.

س‌: چه‌ كتاب‌هاي‌ تاريخي‌ را توصيه‌ مي‌كنيد كه‌ پژوهشگران‌ در اين‌ رشته‌ مطالعه‌ كرده‌ و به‌ آن‌ها مراجعه‌ كنند؟
* تاريخ‌ وارد حوزة‌ معرفتي‌ شده‌ است‌ و نگاه‌ تاريخي‌ كه‌ الآن‌ پديد آمده، ديگر بدون‌ توجه‌ به‌ معرفت‌ نمي شود سراغ‌تاريخ‌ رفت. بنابراين، بايد به‌ آثاري‌ كه‌ رنگ‌ تحليل‌ منطقي‌ و معرفتي‌ دارد، مثل‌ آثار دكتر محمدعابد جابري‌ مراجعه‌كرد. البته‌ اين‌ كتاب‌ها را منزه‌ از نقص‌ معرفي‌ نمي كنيم، اما به‌ رغم‌ نواقصي‌ كه‌ دارند در مقايسه‌ با آثار ديگران مفيدترند و از ميان‌ آثار جابري‌ كتاب‌ نقد العقل‌العربي‌ شايد از همه‌ بهتر باشد. همين‌طور كتاب‌هاي‌ دكتر سعيد ذكار، مورخ‌ شامي، كتاب‌هاي‌ دكتر ابراهيم‌ بيضون‌ و كتاب‌هاي‌ شاكر مصطفي‌ اين‌ها كتاب‌هاي‌ خوبي‌ است، گرچه‌ آن‌ها را هم‌ مي‌شود نقد كرد. اين‌ كتاب‌ها براي‌ كساني‌ كه‌ مي‌خواهند با ذهن‌ و زبان‌ مورخان‌ اسلام‌ و جهان‌ آشنا شوندكتاب هاي‌ خوبي‌ است. در كشور خود ما هم‌ سبك هاي‌ مختلفي‌ هست‌ كه‌ دوستان‌ جوان‌ مي توانند به‌ آثار دكترشهيدي، دكتر زرگري نژاد آثار جناب‌ آقاي‌ رسول‌ جعفريان‌ مراجعه‌ كنند و اين ها از زاويه هاي‌ مختلف‌ قابل‌ توجه‌اند.

س‌: نظر شما دربارة‌ يك‌ نشريه‌ خبري‌ براي‌ انجمن‌ تاريخ‌پژوهان‌ كه‌ حالت‌ اطلاع‌رساني‌ داشته‌ باشد و اساتيد و تازه‌هاي نشر را معرفي‌ كند چيست‌ و دربارة‌ محتواي‌ آن‌ چه‌ پيشنهادي‌ داريد؟
* انجمن‌ تاريخ‌پژوهان‌ بايد دو نشريه‌ داشته‌ باشد، يك‌ نشريه‌ آكادميك‌ كه‌ آخرين‌ داده‌ها و پروژه‌ها و مقاله‌هاي‌ محققان‌ و حتي‌ سخنراني‌هاي‌ علمي‌ را در آن چاپ‌ كنيد و ديگر، ماهنامه‌ يا دو هفته‌نامه‌ كه‌ آخرين‌اخبار كنگره‌ها، نشست‌ها، ملاقات‌ها و سمينارهاي‌ علمي.‌ در سطح‌ جهان‌ و ايران‌ را ارائه‌ بدهيد. علاوه‌ بر اين، در آن مصاحبه‌ها و نيز زندگي‌نامه‌ شخصيتي‌ را چاپ‌ كنيد، اين‌ خيلي‌ لازم‌ است‌ و بايد در آن‌ جديت‌ كرد تا محققان جوان‌ بدانند كه‌ تجربيات‌ يك‌ محقق‌ و مورخ‌ چيست؟ كجا رسيده‌ و كجا رفته‌ است. اين‌ها را بايد توسعه‌ بدهيد و فني‌كنيد، حتي‌ اگر بشود سؤالات‌ را از خود جوانان‌ بگيريد چون‌ آن ها بهتر مي دانند كه‌ از چه‌ زاويه‌اي‌ از مورخ‌ سؤال كنند.

س‌: در پايان‌ تقاضا داريم‌ كه‌ اگر نكته‌اي‌ طرح‌ نشده‌ و شما لازم‌ مي‌دانيد كه‌ محققان‌ تاريخ‌ به‌ آن‌ توجه‌ داشته‌ باشند، بفرماييد.
* ما براي‌ مورخان‌ و دانشمندان‌ و محققان‌ دعا مي كنيم‌. هر كس‌ به‌ هر جهت‌ بايد كار خودش‌ را جدي‌ بگيرد. بدون اين‌كه‌ خودمان‌ را از ديگر علوم‌ انساني‌ مجزّا بدانيم‌. ما و ديگر علوم‌ انساني‌ از يك‌ خانواده‌ايم، اما وقتي‌ وارد حوزه تخصصي‌ خود مي‌شويم‌ هر كدام‌ بايد عرق‌ و حميّت‌ رشته اي‌ براي‌ بهبود و ارتقاي‌ كارمان‌ داشته‌ باشيم، نه‌ در مقابل‌ ديگران، چون‌ ما تقابل‌ در بين‌ هم نداريم، تخاصم‌ نداريم، رقابت‌ سالم‌ داريم؛ يعني‌ در عين‌ حالي‌ كه‌ در يك‌ خانواده هستيم، بايد رقابت‌ سالم‌ و عرق‌ رشته اي‌ هم داشته باشيم. اين‌ها بچه‌هاي‌ يك‌ خانواده‌ هستند و براي‌ اين‌كه‌ رشد كنند بايد يك‌ مقياس‌ و معيار داشته‌ باشند. ما اين‌جوري‌ بايد به‌ تاريخ‌ نگاه‌ كنيم‌. آرزويمان‌ اين‌ است‌ كه‌ همه‌ دوستان‌ و مورخان‌ و محققان‌ بزرگ‌ رشته‌ تاريخ‌ به‌ آن‌چه‌ درباره‌ تاريخ‌ مي‌گذرد بي‌توجه‌ نباشند و دعايمان‌ كنند.
+ نوشته شده توسط فخرالدین آئینه وند در یکشنبه هفدهم آبان 1388 و ساعت 23:48 |

شاهان از تاریخ مدارس حذف نمی‌شوند

جامعه > آموزش  - روز گذشته یعقوب توکلی، رئیس گروه مطالعات تاریخ وزارت آموزش پرورش در گفت و گو با مهر از آغاز تغییرات جدید در کتب درسی تاریخ مقاطع راهنمایی و متوسطه خبر داد.

روز گذشته یعقوب توکلی، رئیس گروه مطالعات تاریخ وزارت آموزش پرورش در گفت و گو با مهر از آغاز تغییرات جدید در کتب درسی تاریخ مقاطع راهنمایی و متوسطه خبر داد و گفت:  کتاب‌های تاریخ جدید این دو مقطع با رویکرد فرهنگی و تمدن پرور جایگزین تاریخ نگاری‌های سیاسی و نظامی پادشاهان و جنگ‌ها می‌شود. او در ادامه افزود:  در این رویکرد پادشاهان و جنگجویانی نظیر چنگیز خان مغول یا سلطان محمد شاه و پادشاهان دیگری از این قبیل حذف و به جای آنان چهره‌های تمدن‌سازی همچون خواجه نصیر طوسی، زکریای رازی، ابوعلی سینا و... پرداخته و توجه می‌شود.  

اعلام این خبر از سوی رئیس گروه مطالعات تاریخ وزرات آموزش و پروش، نگرانی کارشناسان تاریخ و تعلیم و تربیت را به همراه داشت، بطوریکه حجت الاسلام علی ذوعلم، مدیر کل برنامه‌ریزی و تألیف کتب درسی سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش، برای آرام کردن فضا و توجیه سخنان همکار خود اعلام کرد:  پادشاهان و چهره‌های مهم در تاریخ ایران از کتاب‌های درسی حذف نمی‌شوند و تنها برخی از چهره‌های علمی به این کتاب‌ها اضافه خواهند شد. اما به دلیل اینکه در تاریخ تنها نام پادشاهان و جنگهای آنان و زمان ورود و خروج آنها آمده و کمتر به تمدن ایرانی پرداخته‌ایم، در نظر داریم چهره‌های علمی زمان آنها و عملکرد فرهنگی و اقتصادی سلسله‌های مختلف را در کنار سایر موارد وارد کتاب‌های درسی کنیم تا خلاهای موجود برطرف شود.

کارشناسان و اساتید حوزه تاریخ با ابراز نگرانی از انتشار این گونه نظریات معتقدند هر گونه تغییر و تحریف تاریخ در جهت تأمین منافع و حوایج سیاسی و جناحی نه تنها کمکی به تاریخ و تمدن پر بار ایران نمی‌کند بلکه ضربه جبران‌ناپذیری است بر پیکر آن.

دکتر صادق آینه وند، استاد تاریخ دانشگاه تربیت مدرس معتقد است:  اگر وزارت آموزش و پرورش قصد نگارش تاریخ علم، ملل، تمدن، علما و... را دارد تغییر، حذف پادشاهان و افزودن چهره‌های علمی بی‌اشکال است اما اگر منظور تغییر کتب تاریخ عمومی به معنای (HISTORY ) است کاریست عبث و بی‌معنا.

این استاد دانشگاه در ادامه با اشاره به این که تاریخ امری واقع است که اتفاق افتاده و باید با تمام جزئیات نگاشته شود و سپس مورد نقد قرار گیرد می‌افزاید:  در قرآن کتاب دینی همه ما هم تأکید شده شرح دقیق ظهور و سقوط پادشاهان به دقت ذکر شود تا مردم از آن عبرت بگیرند. این کار وزارت آموزش و پرورش و نهاد‌های زیرمجموعه‌اش حتی با موازین اعتقادی مسلمانان هم تطبیق ندارد

+ نوشته شده توسط فخرالدین آئینه وند در یکشنبه نوزدهم مهر 1388 و ساعت 15:16 |
تشکيل شهرستانهاي ملارد و قدس به فرمانداري شهريار ابلاغ شد
ملارد- شهريار- فرماندار شهريار گفت : ابلاغيه تشکيل شهرستانهاي قدس و ملارد از سوي استانداري تهران به اين فرمانداري ارسال شد.
"محمد علي عرفان منش" روزدوشنبه در گفت وگو با خبرنگار ايرنا افزود: موضوع مربوط به تشکيل شهرستانهاي قدس و ملارد که هم اکنون دو بخش پر جمعيت شهرستان شهريار محسوب مي شوند، از سوي مسوولان مربوطه و فرمانداري در حال پيگيري است .
وي اظهار داشت: استقرار دو فرمانداري جديد در غرب استان تهران به زمان مناسب نياز دارد .
وي ادامه داد: لازم است از سوي تقسيمات کشوري وزارت کشور ، حريم اين دو شهرستان
جديد مشخص شود.
عرفانمنش گفت : با ايجاد و استقرار اين دو فرمانداري جديد ، بايد شهرستان شهريار به فرمانداري ويژه تبديل شود تا اعتبارات و امکانات مطلوبي به آن اختصاص يابد.
به دنبال سفر دوم رييس جمهوري اسلامي ايران که ارديبهشت ماه سال جاري به
شهرستان شهريار صورت گرفت ، تشکيل دو شهرستان جديد با مرکزيت دو شهر ملارد و قدس در غرب استان تهران به تصويب هيات دولت رسيد.
اکنون از جمعيت يک ميليون و 200هزار نفري شهرستان شهريار بيش از 700هزار نفر آنان در بخشهاي قدس و ملارد ساکن هستند.
+ نوشته شده توسط فخرالدین آئینه وند در پنجشنبه شانزدهم مهر 1388 و ساعت 21:28 |
 وزارت آموزش و پرورش : سوسن کشاورز
- دکتراي فلسفه تعليم و تربيت
- معاون وزير آموزش و پرورش و رئيس سازمان آموزش و پرورش استثنايي


+ نوشته شده توسط فخرالدین آئینه وند در یکشنبه یکم شهریور 1388 و ساعت 0:24 |
 
+ نوشته شده توسط فخرالدین آئینه وند در شنبه سی و یکم مرداد 1388 و ساعت 23:59 |

جایگاه شورای شهرملارددرافکارعمومی وچرائی آن

یکی ازاولین نهادهای مدنی مستقرشده درشهرملاردشورای شهرمی باشدباآنکه عمرسومین دوره آن نیزازنیمه گذشته است

امّاهمواره این نهادنوپانتوانسته است جایگاه واقعی خودرادراذهان عمومی به دست آورد.شایدبرخی دوستان نظری عکس داشته

باشند،ولی اگردرسطح شهرگپ وگفتی بامردم ازطبقات مختلف درباره شورا داشته باشیم نظرمطرح شده تاییدخواهدشد.

همیشه این سوال مطرح است که علت این بدبینی چیست؟اندکی تأمل مارابه این نتیجه رهنمون خواهدساخت که علت به عملکردبرخی

ازاعضای شورا دردوره های مختلف برمی گرددچه درزمان تبلیغاتشان وچه دردوران عضویت درشورای شهر.

باتوجه به اینکه شهرملاردازنظراداری-سیاسی به عنوان بخش تعریف شده است.ادارات ومراکزخدمات رسانی دولتی  دراین شهرمستقرنشده اندوبه تبع آن مردم تمام خدماتی راکه مجموع این ادارات بایدارائه نمایندازشورای شهرتوقع دارند.

برخی افراددردوران تبلیغات خودازاین نقظه ضعف استفاده کرده وحتی فراترازآن،بامطرح کردن شعارهاووعده هایی که نه

توان عملی کردن آن رادارندونه درحیطهءوظایف آنهاست سطح توقعات شهروندان رانسبت به شورای شهربالابرده اند.حال آنکه این رویکرددردرازمدت بی اعتمادی وبدبینی رادراذهان عمومی نسبت به شورای شهرشکل می دهد.

عامل دیگرعملکردضعیف واحیاناًخودخواهانهء بعضی ازاعضاءدردوره های مختلف بوده است.بعضی ازاعضاءشورای شهردراین سه دوره به نحوی عمل نموده اندکه گویی برای خدمت به خویش واردشوراشده اند،غافل ازاینکه نمایندگان مردمندبرای رتق وفتق امورات شهر.

مطلب رابااین نکته به پایان می رسانم که دربسیاری ازکشورهای پیشرفته شوراهایاانجمن های شهر ازمهمترین عوامل توسعه شهر ی وحتی ملی محسوب می گردد.درجامعه ماهم می توان بارفع معضلات پیش روی شوراها رابه بهترین وموثرترین بسترتوسعه تبدیل نمود .

 

+ نوشته شده توسط فخرالدین آئینه وند در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 و ساعت 0:51 |

دراواخرسال گذشته وابتدای همین سال سروصدای زیادی درسطح شهر ملارد بلندشدکه ای مردم به هوش باشیدوبه گوش که ماملاردراشهرستان کردیم.ماباهمت بلندمان شما مردم منطقه رابه غایت آمالتان رساندیم.اینک شمادرشهرستان ملاردزندگی می کنیدوازاین پس چه هاخواهیم کردوچه شود .بودجه شهرستان می گیریم وشهرراازنومی سازیم و...امابعدازگذشت ماهها ازاین موضوع ظاهرابحث مطرح شده درحدشعار باقی ماندوخبری ازعملی شدن این پروژه نیست.اگردوستی خبری جدیدوخوشحال کننده داشت حتماماراهم در  جریان قراردهدشاید برای مدتی کوتاه هم که شده دوباره به وجد آمدیم.

+ نوشته شده توسط فخرالدین آئینه وند در شنبه هفدهم مرداد 1388 و ساعت 1:24 |
شوراي نگهبان اعتماد مردم را جلب كند
رئيس مجلس هشتم در گفت وگو با صدا و سيما اعلام كرد


گروه سياسي: رئيس مجلس هشتم از موضع گيري تعدادي از اعضاي شوراي نگهبان به خاطر حمايت از يك نامزد خاص گلايه كرد. البته رئيس قوه مقننه اين سخنان را در حالي مطرح كرد كه پيشتر برخي از اعضاي شوراي نگهبان در حمايت از يك كانديداي خاص موضع گيري كرده بودند، چنان كه موضع گيري يكي از اعضاي شوراي نگهبان پيش از انتخابات رياست جمهوري مبني بر دفاع از محمود احمدي نژاد در جمع ديد و بازديد نوروزي ناظران انتخابات رياست جمهوري موجب شد دبيركل حزب اعتماد ملي دست به قلم ببرد و نامه يي به دبير شوراي نگهبان بنويسد و از وي بخواهد از گفتن اين سخنان در مقام دبيري شوراي نگهبان پرهيز كند.او در عين حال از وي خواست از مقام دبيري شوراي نگهبان استعفا بدهد و در مقام حزبي فعاليت خود را ادامه دهد. اما اين پايان كار نبود چرا كه بعد از انعكاس اين نامه نگاري ها شوراي نگهبان بلافاصله اين سخنان را تكذيب و در ضمن رسانه ها را متهم كرد اظهارات دبير شوراي نگهبان را بد برداشت كرده اند و همين موضع گيري ها بود كه سبب شد علي لاريجاني در گفت وگو با رسانه ملي از اين مساله ابراز تاسف كند كه اي كاش برخي از اعضاي اين نهاد به نفع يك كانديداي خاص وارد ميدان نمي شدند. البته رئيس مجلس هشتم از شوراي نگهبان درخواست كرد از همه ظرفيت هاي قانوني بهره بگيرد تا اعتماد مردم براي رسيدگي به تخلفات جلب شود، به خصوص اينكه اعضاي شوراي نگهبان افرادي متدين هستند كه هرگز حاضر نيستند حق هيچ فردي ضايع شود. اما سخنان رئيس قوه مقننه به انتقاد از برخي از اعضاي شوراي نگهبان خلاصه نشد، گو اينكه وي در قامت «رياست پارلمان» به ناآرامي هاي اخير نيز اشاره و درخواست كرد بايد به باور مردمي كه تصورشان در مورد نتيجه انتخابات با نتيجه رسمي متفاوت است، احترام گذاشت و نبايد حساب اين جمعيت زياد را با گروهي اغتشاشگر مخلوط كرد و بايد به سخن مردمي كه در تظاهرات شركت كرده اند، گوش كرد. اما همزمان با بيان اين مساله علي لاريجاني به مساله ديگري نيز اشاره كرد و از صدا و سيما درخواست كرد راديو و تلويزيون در اين زمينه شفاف عمل كرده و يكطرفه رفتار نكند تا مردم به رسانه هاي خارجي نياز پيدا نكنند. در عين حال رئيس قوه مقننه از مسوولان تقاضا كرد فضايي به غير از خيابان ها در اختيار معترضان گذاشته شود تا فرصت نقد به وجود بيايد و صدا و سيما نيز فرصتي براي شنيدن سخنان منتقدان فراهم كند.
    
+ نوشته شده توسط فخرالدین آئینه وند در دوشنبه یکم تیر 1388 و ساعت 12:56 |
دکترصادق آئینه وند(چهره ماندگارکشور)

زندگینامه:
وي در سال ١٣٣٠ ه.ش در يكي از روستاهاي تويسركان متولد شد و تحصيلات ابتدايي را در زادگاه و دوران دبيرستان را دراسد آباد وهمدان به پايان رسانيد و درهمين دوران بود كه به فعاليتهاي فرهنگي و سياسي پرداخت و با كانون فعاليتهاي جوانان ولي‌عصر (عج) همدان ارتباط يافت .
آئينه‌وند در اين سال در دانشگاه تهران به تحصيل در رشتة ادبيات عرب پرداخت و فعاليت‌هاي سياسي و فرهنگي خود را نيز ادامه داد . تأسيس تشكلي اسلامي با عنوان كتابخانة دانشجويي ن والقلم و ما يسطرون از جمله فعاليت‌هاي او در دوران دانشجويي قبل از انقلاب است .
وي درهمان دانشگاه به ادامه تحصيل در مقطع كارشناسي ارشد ادبيات عرب پرداخت و همراه با آن ، مقداري دروس حزوي را نيز خواند . در ١٣٦١ ش به عضويت هيئت علمي دانشگاه تربيت مدرس درآمد و در گروه تاريخ آن دانشگاه ، مشغول به كار گرديد. يك سال بعد، با سمت رايزن فرهنگي جمهوري اسلامي ، عازم سوريه شد و همزمان ، در ١٣٦٣ ش به تحصيل در مقطع دكتري ادبيات عرب در دانشگاه قديس يوسف لبنان پرداخت و پس از اتمام تحصيل و بازگشت به ايران در دانشگاه‌هاي تربيت مدرس، تهران، الزهراء و قم ، دروس تاريخ اسلام و سيرة نبوي و تاريخ نگاري در اسلام و ادبيات عرب تدريس كرد .
تا ١٣٧٢ش ‌مسئوليتهاي فرهنگي‌متعددي از جمله مديريت كل پژوهش‌ها و برنامه‌ريزي فرهنگي ، رياست مركز سياست علمي و پژوهشي وزارت آموزش عالي و رياست دانشكده علوم انساني دانشگاه تربيت مدرس(١٣٧٥) و … را برعهده داشت . در سال ١٣٧٣ ش به عنوان استاد نمونة كشور به دريافت لوح تقدير از رياست جمهوري وقت ، نايل آمد و ‌تاكنون مقالات گوناگوني از او در نشريات معتبر داخلي و خارجي منتشر شده است .آئينه‌وند در چندين كنگره بين المللي به عنوان داور و عضو هيئت علمي حضور داشته كه از جملة آنها بوده است ؛ تاريخ پزشكي در اسلام ، سيد جمال الدين اسد آبادي ، خوارزمي ، امام خميني و فرهنگ عاشورا . او از كنگرة تاريخ پزشكي و نيز از رياست دانشگاه باقرالعلوم ، لوح تقدير دريافت كرده است .

آثار:

تأليف فارسي ؛ ادبيات انقلاب در شيعه / پژوهش‌هايي در تاريخ و ادب / تاريخ نگاري در اسلام / علم تاريخ در گسترة تمدن اسلامي / علم تاريخ در اسلام / قيامهاي شيعه در تاريخ اسلام
تأليف عربي ؛ الأدب السياسي الملتزم في الاسلام / الأدب السياسي في الاسلام / من أدب التشيع با الخوارزم
ترجمه ؛ حجربن عدي انقلابي شهيد ، محمدفوزي / خاندان وحي در احاديث اهل سنت ، عبدالمصطفي محمد امين قلعه جي / سلسلة زنان بزرگ صدر اسلام ، ام كلثوم ، فاطمه بنت اسد ، فاطمه بنت الحسين ، ٦ ج ، علي محمد دخيل / شك و شناخت ، ترجمة المنقذ من الضلال، امام محمد غزالي / فرهنگ اصطلاحات سياسي ، جمال بركات / قيام عبدالقادر جزايري ، محمد كامل حسن المحابي / مالك بن نبي انديشمند مصلح ، اسعد سمحراني / مشكاه الأنوار ، امام محمد غزالي / نقش و رسالت مسلمانان در ثلث آخر قرن بيستم ، مالك بن نبي



+ نوشته شده توسط فخرالدین آئینه وند در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388 و ساعت 23:50 |
درباره پرويز پيران
شهروند مدارى
- پرويز پيران، جامعه شناس، متولد ۱۳۲۹ همدان.
- اخذ مدرك ليسانس جامعه شناسى از دانشگاه ملى (شهيد بهشتى فعلى)، ۱۳۵۳.
- اخذ مدرك فوق ليسانس جامعه شناسى از دانشگاه ايالتى مورهد آمريكا، ۱۳۵۴.
- اخذ مدرك دكتراى جامعه شناسى از دانشگاه كانزاس آمريكا.
- تدريس در دانشگاه كانزاس آمريكا.
- استاديار دانشگاه علامه طباطبايى از سال ۱۳۵۷ تاكنون.
- مشاور ارشد سازمان ملل متحد از سال ۱۹۹۹ تاكنون.
- عضو هيأت علمى آكادمى سوئيس براى توسعه از سال ۲۰۰۳ تاكنون.
- واضع نظريه هاى: ۱- راهبرد و سياست سرزمينى جامعه ايران، ۲- امتناع جامعه ايران از مشاركت، ۳- مقياس شهرى و مقياس ابنيه منفرد.
- ارائه دهنده طرح هاى: ۱- شهردار مدرسه، ۲- شورايارى، ۳- محله پاك، ۴- سبزخواهان ايران، ۵- شهروندمدارى.
- مدير پروژه كنفرانس جهانى بازسازى بم و طرح توسعه ناحيه محور بم.
- تأليف سه كتاب تخصصى به زبان انگليسى و انتشار آن توسط سازمان ملل متحد، تأليف كتاب فقر در ايران (مشترك)، ترجمه كتاب شهرنشينى در خاورميانه (مشترك)،
233283.jpg
تأليف كتاب جنبشهاى اجتماعى (زير چاپ) و تأليف و نشر مقالات متعدد به زبان فارسى و انگليسى در نشريات داخلى و بين المللى.
- عضو هيأت مشاوران علمى فصلنامه «كودكان، جوانان و محيط زيست» دانشگاه كلرادو ايالات متحده آمريكا. و عضو هيأت مشاوران پنج مجله داخلى «رفاه اجتماعى»، «علوم محيطى»، «مديريت شهرى» و «اطلاعات سياسى - اقتصادى».
يوسف ناصرى: يكى از جامعه شناسان برجسته كشور است كه خود را صرفاً در چارچوب تحقيق و تئورى پردازى محدود نمى كند. او علاوه بر اينكه در عرصه تحقيق، تدريس و نظريه پردازى فعاليت مؤثر دارد و نظريه هايى همچون نظريه «راهبرد و سياست سرزمين جامعه ايران» را عرضه كرده ولى در عين حال در عرصه هاى غيرنظرى و يا عملكردى نيز توانمندى هاى خود را بروز داده و چند طرح مانند طرح شهردار مدرسه را ارائه داده و مطابق گزارش يونسكو، اين طرح به عنوان يكى از تجربه هاى موفق آموزش شهروندى شناخته شده است و او كسى نيست جز دكتر پرويز پيران.
پرويز پيران متولد ۱۳۲۹ همدان است كه تحصيلات ابتدايى و دبيرستان را در چند مدرسه در همدان، صحنه و كرمانشاه تا سالهاى پايانى دوره متوسطه ادامه داده و به علت دفاع از معلم ادبيات دوره دبيرستان كه فردى مبارز بوده، از مدرسه اخراج مى شود و در سال ۱۳۴۹ ديپلم رياضى را در همدان به صورت متفرقه مى گيرد. در خانواده اى اهل مطالعه پرورش مى يابد. پدرش فارغ التحصيل دانشكده افسرى بوده و تحصيلات عاليه اى معادل با كارشناسى ارشد را با طى كردن دوره دانشكده تكميلى نظام داشته است. جدش هم به نام «ذوالرياستين همدانى»، در ۱۵ سال منتهى به ۱۲۷۵ شمسى حاكم همدان و غرب كشور بوده كه از او «مثنوى مفيضيه» باقى است. به يمن بزرگ و كم نظير خانواده پيران، پرويز پيران هم به مطالعه آثار مختلف ادبى و تاريخى روى مى آورد. مدتى بعد هم بسيارى از كتاب هاى خطى خاندان پيران به كتابخانه آيت الله العظمى ملاعلى همدانى اهدا مى شود. پرويز پيران در دوره دبيرستان،  بسيارى از آثار معروف همينگوى از جمله كتاب «داشتن و نداشتن»، آثار ماكسيم گوركى، موريس مترلينك (مانند مورچگان)، صادق هدايت و جلال آل احمد را مطالعه كرده و با شركت در جلسات مثنوى خوانى خانواده موفق مى شود نسبت به زبان فارسى و فرهنگ جامعه ايران شناخت كسب كند.
«آقاى فرزام دبير ادبيات ما، در كرمانشاه آدم بسيار نازنينى بود و ارتباط صميمانه و بسيار نزديكى با دانش آموزان داشت و علاقه به نوشتن را در بچه ها ايجاد مى كرد».
در سال ۱۳۴۹ تحصيل در رشته جامعه شناسى دانشكده ادبيات و علوم انسانى دانشگاه ملى (شهيد بهشتى بعدى) را آغاز مى كند . برجسته ترين استادش آقاى محمدرضا مظهرى بوده؛ هم او كه به پيران توصيه مى كند براى ادامه تحصيل به خارج از كشور برود.
«من خودم را مديون او مى دانم. آدمى بسيار ارزشمند در علم، سلوك و رفتار بود. بقيه استادان ما هم برجسته بودند ولى اين خيلى شاخص تر بود».
در سه سال از چهار سال تحصيل در مقطع ليسانس، از نظر معدل، شاگرد اول دانشگاه شده و در سال ۱۳۵۳ هم فارغ التحصيل مى شود.
يك ماه پس از شروع تحصيل در مقطع فوق ليسانس جامعه شناسى دانشگاه تهران،  عزم جزم مى كند براى ادامه تحصيل به خارج از كشور برود و در نهايت در دانشگاه ايالتى مورهد ايالات متحده تحصيلاتش را تداوم مى بخشد و پس از ۱۱ ماه،  فارغ التحصيل مى شود و به عنوان دستيار پروفسور پلى فورپ استاد معروف جرم شناسى آمريكا در همان دانشگاه مشغول به كار مى شود.
عنوان پايان نامه اش «تحليل محتواى اشعار سفيدپوستان از نظر روانشناسى اجتماعى» بوده و او مى خواسته تأثير تبعيض نژادى را در اشعار و ترانه هاى سياه پوستان مطالعه كند و نتيجه هم مى گيرد كه تبعيض نژادى چگونه در ريتم و محتواى اشعار و ترانه هاى سياه پوستان تأثير گذاشته و سرخوردگى آنها را منعكس مى سازد.
در مقطع تحصيل دكترا، در دو گرايش توسعه و روش شناسى به كسب علم مى پردازد و تاريخ نگارى مكتب آنال فرانسه را براى تز دكترا مورد بررسى قرار مى دهد و شايد جزو اولين كسانى بوده كه در ايالات متحده به معرفى مكتب مذكور پرداخته است.
در اين مقطع از دانش و آگاهى رابرت جى آنتونيو جامعه شناس شهير آمريكايى بهره هاى فراوانى مى برد و در زمانى كه مشغول تحصيل در مقطع دكترا بوده به عنوان مربى، تدريس در دانشگاه كانزاس را آغاز مى كند و با اخذ مدرك دكترا، عضو هيأت علمى دوره هاى فوق ليسانس و دكتراى دانشگاه مذكور مى شود. او جمعاً ۴ سال در دانشگاه كانزاس تدريس كرده و در آن مدت در ۷ كنفرانس ملى و بين المللى شركت كرده و ۶ مقاله به زبان انگليسى به چاپ مى رساند. همزمان با تحولات انقلاب ايران به وطن بازمى گردد. در زمان تحصيل در مقطع دكتراى جامعه شناسى به عنوان دانشجوى برجسته شناخته مى شود و جايزه دى كلارك را به همين مناسبت دريافت مى كند. پرويز پيران به كشور بازمى گردد و به تدريس در دانشگاه علامه طباطبايى و دانشكده هاى هنرهاى زيباى دانشگاه تهران و دانشكده علوم زمين دانشگاه شهيد بهشتى مى پردازد.
از زمان بازگشت به كشور، به تدريس و تحقيق پرداخته است. او در ضمن تأليف ۳ كتاب به زبان انگليسى كه توسط سازمان ملل متحد چاپ شده را در كارنامه كارى خود ثبت مى كند. تاكنون از او حدود ۵۰ مقاله به زبان فارسى و ۱۰ مقاله به زبان انگليسى به چاپ رسيده است.
دغدغه اين جامعه شناس، تدوين نظريه آغازين و هدايت كننده جامعه ايران بوده و او با نقد نظريه هاى دوره بندى تاريخ اروپاى غربى، نظريه شيوه توليد آسيايى، نظريه پاتريمونيالى، سلطانيسم و استبداد شرقى و بعد از تحليل محتواى ۳۰۰ متن تاريخى ايران كه در مدت ۲۰ سال و به يارى دانشجويانش انجام گرفته، نظريه «راهبرد و سياست سرزمينى جامعه ايران» را عرضه مى دارد. در تحليل سه سطحى او، فرهنگ ايرانى، فرهنگى آكنده از عوامل متضاد و محصول سنتز فرهنگهاى گوناگون تعريف مى شود.
پرويز پيران بعد از دو دهه تحقيق ميدانى تأكيد مى كند مفهوم «حاشيه نشينى از اساس نادرست است و به جاى آن كاربرد اصطلاح «اسكان غيررسمى» را توصيه مى كند.
233274.jpg
وى با ارائه نظريه «امتناع جامعه ايران از مشاركت به معناى علمى و تخصصى آن و نه همكارى گريزناپذير» به اين باور رسيده كه مشاركت در ايران به مفهوم تخصصى قوام نگرفته است. پس طرح «شهردار مدرسه» را در چهارمين كنگره جهانى شهرهاى آموزش دهنده در شيكاگوى آمريكا مطرح مى كند و اين طرح به عنوان يكى از ۱۷ طرح منتخب از ميان ۵۶۰ طرح معرفى مى شود. در سال ،۱۹۹۷ اين طرح در گزارش يونسكو به عنوان تجربه موفق آموزش شهروندى شناخته شد.
همچنين او نظريه «مقياس شهرى و مقياس ابنيه منفرد» را به كنگره جهانى معمارى شهر در دانشكده معمارى دانشگاه فلورانس ايتاليا ارائه كرد و با اين طرح، علت پا نگرفتن «شهروند» به معناى واقعى را به معضل زورمند مدارى نسبت مى دهد. اين تئورى در مجله بين المللى «مورفولوژى شهرى» وابسته به انجمن جهانى فرم شهرى در سال ۱۹۹۹ به طور مفصل مورد بحث قرار گرفت.
طرح شورايارى، طرح محله پاك،  طرح سبزخواهان ايران و طرح شهروندمدارى از ديگر طرح هاى ارائه شده توسط او مى باشد. پرويز پيران، مشاور ارشد سازمان ملل متحد است و در سال ،۲۰۰۲ جايزه دفتر عمران اين سازمان را به خاطر توسعه محلى و فقرزدايى شيرآباد زاهدان دريافت كرد.
او مدير پروژه كنفرانس جهانى بازسازى بم بود كه موافقتنامه آن به امضاى كوفى عنان و سيدمحمد خاتمى رئيس جمهور سابق ايران رسيد و هم اكنون او طرح توسعه ناحيه محور را براى شهر بم بنابه درخواست سازمان ملل متحد تدوين كرده است.
معرفى تحقيقات و آثار اين جامعه شناس در اين مجال اندك به درستى قابل تحقق نيست. در اينجا صرفاً سعى شد به صورت گذرا به خدمات و تحقيقات او اشاره شود.
پرويز پيران معتقد است كه با دانشجويانش رابطه اى صميمانه و دوستانه دارد.
او مى گويد: «در بازنويسى نقشه ژئوپولتيك خاورميانه و شمال آفريقا ما مى توانيم نقش بسيار بسيار مهمى داشته باشيم و اين جايگاه مى تواند فوايد بسيار زيادى براى ايران داشته باشد. اميدوارم كه با حفظ استقلال كشور و با ديپلماسى فعال، تحولات آينده خاورميانه و شمال آفريقا را ببينيم، با آن برخورد فعال كنيم و در جهت تأمين منافع ملى كشور گام برداريم».
+ نوشته شده توسط فخرالدین آئینه وند در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387 و ساعت 19:59 |
+ نوشته شده توسط فخرالدین آئینه وند در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 23:50 |
دكتر صادق آيينه وند دبير علمي همايش تشيع و خاورشناس: طلاب براي اشاعه تشيع دست به قلم شوند



    طلاب حوزه هاي علميه براي اشاعه و گسترش فرهنگ تشيع بايد دست به قلم شده و با برگزاري همايش ها و نشستهاي عالمانه تلاش جدي در اين عرصه داشته باشند.
    دكتر صادق آيينه وند دبيرعلمي همايش تشيع و خاورشناس در مراسم اختتاميه اين همايش در قم ضمن بيان اين مطلب گفت: امروز تشيع در يك جبهه فكري قرار گرفته است و براي حفظ ميراث اصيل اسلامي و ديني خود بايد در اين نبرد فكري پيروز شود.
    وي با بيان اينكه امروز شيعه علي رغم در اقليت قرار داشتن در بين مسلمانان، اشاعه دهنده اسلام ناب در جهان است اظهار داشت: پيروزي انقلاب اسلامي ايران فرصت ارزشمندي را بوجود آورده و حوزه هاي علمي ما كه اميد زيادي به آنها در اشاعه تمدن جديد شيعه علوي وجود دارد نقش مهمي را ايفا مي كنند.
    اين استاد دانشگاه، محقق و پژوهشگر تاريخ اسلام تصريح كرد: بايد با قلم و علم خود به بيان تاريخ و سيره نبوي و اهل بيت بپردازيم تا ديگران وارد ميدان نشوند و مطالب دروغ را اشاعه ندهند.
    وي گفت: شيعه علوي و حركت آن، خط توليد علم، رشد، توسعه، بركت و تمدن سازيست. رئيس شوراي بررسي متون پژوهشگاه علوم انساني ادامه داد: در جهان كنوني كه عصر ارتباطات و اطلاعات ناميده شده حوزه هاي علميه ما بايد درپي تربيت اسلام شناسان و شيعه شناساني باشند كه با درك درست اسلام و معارف آن را به صورت تخصصي و حرفه اي اشاعه و گسترش دهند.
    وي خاطرنشان كرد: طلاب حوزه هاي علميه بايد با بالندگي خود از ذخيره علمي هزار ساله شيعه بهره كافي بگيرند و با قلم و نوشته هاي خويش و بهره مندي از روش هاي عالمانه حقايق دين را بازگو كنند.
    دكتر آيينه وند گفت: حوزه علميه قم به دليل جامع نگري و واقعيت نگري خود خدمات بي نظيري را به جهان اسلام ارائه كرده است.
    نخستين همايش تشيع و خاورشناسان با حضور پژوهشگران و انديشمندان حوزه و دانشگاه در قم برگزار شد.
+ نوشته شده توسط فخرالدین آئینه وند در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 23:34 |


Powered By
BLOGFA.COM


خوشنام <<